Tuesday, January 26, 2010

همچون نوک دارکوب!!!!!!!!!!!!!!!!!!

همچون نوک دارکوب!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بعضي از دوستان سوالاتي را طرح ميکنند که قدري مضحک است .و اگر جواب سوالشان داده نشود گمان ميکنند که کسي نيت بي احترامي به آنها داشته است. که

اينطور نيست ، زير اولويت با سوالاتي ست که راهگشاتر است.
اما مهمتر اين است که بارها شاهد بوده ايم که بعضي از دوستان سوالات تفکر برانگيزي را طرح مي نمايند ، اما پيگير نتيجه آن نيستند و يا اگرجوابي را ميگيرند و آن

را از روي منطق و خرد تاييد نيز ميکنند ،بي توجه به راهکاري که پيش پايشان گذاشته ميشود از کنار آن عبور ميکنند. که البته فعلا کاري به علت بي توجهي ايشان نداريم چون اگر بخواهيم اين بحث را باز کنيم شايد لازم باشد به اندازه يک مجموعه صد جلدي کتاب بنويسيم.کتابي که همه ما آن را از بريم ولي مقتضيات زماني و مصلحت انديشي باعث ميشود آن را انکار کنيم.

مدتها پيش مطلبي را راجع به دارکوب خواندده بودم. که بي ربط با اين موضوع نيست.با اين اميد که براي بسياري از ما راهگشا باشد تقديم حظورتان ميگردد.


آيا تا به حال دارکوب را ديده ايد ! اين پرنده نسبتاً کوچک چنان سوراخهاي عميقي در بعضي از درختان ايجاد مي کند که اگر شما بخواهيد مانند آن را با ابزار ابتدايي

آغاز کنيد کار بسيار سختي خواهد بود. حال آنکه نيروي بدني شما کجا ، قدرت و جثه دارکوب کجا؟

عملکرد سوال در حيطه تفکر را ميتوان به نوک دارکوب تشبيه کرد در حيطه ذهن و تفکر سوال همانند نوک دارکوب مي ماند . سخت ترين مسائل و پيچيده ترين آنها را

ميتوان با سوالات راهبردي ، تجزيه و ترکيب کرد .

اگر مسئله را چه پيچيده و چه ساده همانند يک شئ سخت در نظر بگيريم ، سوالات همانند نوک دارکوبند که راهي را براي ورود به مسئله يا تنه درخت باز مي کنند وقتي

شما وارد مسئله مي شويد ، گويي از درون آن با خبريد ، مثل اين است که شما تا قبل از اين يک اتاق تاريک تاريک داشتيد که به هيچ عنوان نمي دانستيد درون آن چيست

و صرفاً از آن مي ترسيديد . اما الان وقتي راههاي ورود به آن باز شده اند گويي شمع هاي کوچکي در چند جاي اتاق روشن است ، پس شناخت شما از داخل اتاق

بيشتر شده است و درست به اندازه اي که نور در اتاق هست ترس شما هم از آن کمتر مي شود ترس ما از ناشناخته هاست ، از چيزي که شناخت داشته باشيد هرگز نمي

ترسيد.

دارکوب را فراموش نکنيد اين الگويي مناسبي براي پيدا کردن راههاي ورود به مسئله است. دارکوب يکبار براي هميشه به نقطه مورد نظر نوک نمي زند ، بلکه

مدام نوک مي زند و حرکتي تدريجي دارد .


فراموش نکنيم ....گفتار نيک و پندار نيک هرگز به تنهايي کامل نبوده و نخواهند بود مگر همراه شوند با کردار و رفتار نيک که جملگي برخاسته از انديشه اي نيک

مي باشند.

وفراموش نكنيم كه: با هم پشت ما كوهه

پاينده و جاويد ايران

بالنده و سر بلـــــــــــــند ايراني.

خـــــــــــــــاک پاي تمامي آزاديخواهوان راستين و مخلص ايران زمين

Marshal. Rainbow

Follow us on Facebook.com

پیگیر مطلب ما در سایت فیس بوک باشید.

لینک مستقیم:

همچون نوک دارکوب!!!!!!!!!!!!!!!!!!

Sunday, January 24, 2010

آیا به راستی‌ ما همه با هم هستیم؟

آیا به راستی‌ ما همه با هم هستیم؟

استدعا داریم، ابتدا این نوشته را تا انتها بخوانید ، بعد در صورت تمایل به این پرسش پاسخ دهید.
بهشت و جهنم : تفاوت واقعي !!!!!!!!!!!!!!!!
فردي از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد ، خداوند پذيرفت. او را وارد اتاقي نمود که جمعي از مردم در اطراف يک ديگ بزرگ غذا نشسته بودند. همه گرسنه ، نا اميد و در عذاب بودند . هر کدام قاشقي داشت که به ديگ مي رسيد ولي دسته قاشق ها بلند تر از بازوي آن ها بود ، به طوري که نمي توانستند قاشق را به دهان شان برسانند ! عذاب آن ها وحشتناک بود .آن گاه خداوند گفت : اکنون بهشت را به تو نشان مي دهم . او به اتاق ديگري که درست مانند اولي بود وارد شد . ديگ غذا ، جمعي از مردم همان قاشق هاي دسته بلند ... ولي در آن جا همه شاد و سير بودند .آن مرد گفت : نمي فهمم ؟ چرا مردم در اين جا شادند در حالي که در اتاق ديگر بدبخت هستند ، با آن که همه چيزشان يکسان است ؟ خداوند تبسمي کرد و گفت : خيلي ساده است ، در اين جا آن ها ياد گرفته اند که يکديگر را تغذيه کنند . هر کسي با قاشق غذا در دهان ديگري مي گذارد ، چون ايمان دارد کسي هست که در دهانش غذايي بگذارد .

بني آدم اعضاي يکديگرند ....... که در آفرينش زيک گوهرند
چو عضوي به در آورد روزگار ....... دگر عضوها را نماند قرار


بگذاريد ارتفاع را کاهش دهيم و بيائيم روي همين زمين خودمان........

آيا ما ايرانيان هم به بكديگر ايمان داريم؟

اگربه هم ايمان نداريم ،آيا راهي براي از بين بردن اين بي اعتمادي ها که ريشه هاي اصلي نفاق هستند ،وجود ندارد ؟


آيا ما هم به شعارهابي كه ميدهيم عمل ميكنيم؟

آيا ما واقعا !!!! با هم هستيم!؟ يعني با هم ، همدل و همداستان و هم هدف هستيم يا خير ؟



آياكسانيكه قاشق به دهان مبارزان داخل مي آورند ،،،چشمانشان باز است؟

يا باچشم بسته قاشق رابه چشمان ايشان فرو ميبرند؟

آيا اينکه بسياري از ما ميگوييم هر کسي هر کاري که خودش صلاح بداند ميتواند انجام دهد و کسي هم حق انتقاد يا ممانعت ،ندارد ، مصداق اي حالت نيست که تعداد

بيشماري از ايرانيان ميهنپرست چه در داخل و چه در خارج ،قاشقهاي بزرگ و کوجک خود را از زوايا و جهات گوناگوني به سمت جنبشس آزاديخاهانه مرد ايران
بياورند اما اکثر آنها قبل از رسيدن به مقصد نهايي ،با هم تصادفهاي دلخراشي کنند و سر انجامش منتهي شود به اينکه ،تر و خشک با هم بسوزند ومثلا همه ايرانيان

مقيم خارج کشور، تحت عنوان خارج نشينان خوشخيال شناخته شوند ،در صورتي که تعداد بي شماري از هميين ايرانيان در ماههاي گذشته به قدري هرس و جوش خورده
اند که حتي ايرانيان داخل کشور به آن اندازه در گير موضوع نبوده و نيستند.......

يا شايد هم فرد فرد ما، داستاني مستقل در سر داريم ، ولي در در ظاهر با هم طعارف ميکنيم و صداي شعار هاي "ما همه با هم هستيم" گوش فلک را کرده است ..

آيا اگر واقعا همه ما به يکديگر ايمان داشتيم و همبستگي واقعي را به جا مي آورديم ، بعد از گذشت ماهها از انتخابات هنوز هم اندر خم همين کوچه بوديم؟


آيا ما واقعا با هم هستيم يا فقط شعار ميدهيم؟

آيا اگر جايي يا مرحله اي از مبارزات احساس کرديم که کمکي از دستمان بر مي آيد ،ولي اين توانايي را انکار کنيم و با بهانه هاي مختلف و پشت گوش اندازي ، از
انجامش سر باز زنيم، کارمان غير انساني نيست؟

آيا نشر اکاذيبي که ، دقيقه اي وقت براي تحقيق در موردشان نگذاشته ، و از صحت آنها اطمينان حاصل نکنيم ، علاوه بر توهين به آن شخص يا گروه ،ضربه اي به


اتحاد و همبستگي مردم ايران و مبارزان جان برکف اين عرصه تاريخي وارد نکرده ايم؟

آيا اين كار خيانت نيست به خون كشته هايمان ؟

آيا ما كج خيالان قصد اصلاح شدن را نداريم؟

ايا فرصت جبراني براي اشتباهاتي که بسياري از ما ،،،با علم به اينکه کارمان اشتباه است ،،، انجامشان ميدهيم ،خواهد بود؟

آيا ما هنوز،،،بني آدم هستيم؟!!!!

آيا اگر در رسيدن به جوابهاي صریح .و صادقانه،،، در پاسخ به سوالات فوق کوتاهي و تعلل کنيم خيانت نيست؟

اگر بر من نبخشايي پشيماني خوري آخر
به خاطر دار اين معني که در خدمت کجا گفتيم
قدت گفتم که شمشاد است بسي خجلت به بار آورد
که اين نسبت چرا کرديم و اين بهتان چرا گفتيم
جگر چون نافه ام خون گشت کم زينم نمي بايد
جزاي آن که با زلفت سخن از چين خطا گفتيم
تو آتش گشتي اي حافظ ولي با يار درنگرفت
ز بدعهدي گل گويي حکايت با صبا گفتيم


براي مشاهده ويدئو کليپي که يکي ديگر از شاهکارهاي
PINK.FLOYD
است ميتوانيد از لينک زير استفاده نماييد.

آیا ما همه ،با هم هستیم؟؟؟


فراموش نکنيم گفتار نيک و پندار نيک هرگز به تنهايي کامل نبوده و نخواهند بود مگر همراه شوند با کردار و رفتار نيک که جملگي برخاسته از انديشه اي نيک مي باشند.

فراموش نكنيم كه: با هم پشت ما كوهه

پاينده و جاويد ايران

بالنده و سر بلـــــــــــــند ايراني.

Marshal. Rainbow

Follow us on Facebook.com

پیگیر مطلب ما در سایت فیس بوک باشید.

لینک مستقیم:

آیا به راستی‌ ما همه با هم هستیم؟

Thursday, January 21, 2010

پنج اصل شكست ناپذير موفقيت

پنج اصل شكست ناپذير موفقيت
اصل برگ برنده چنين مي گويد :

" تفاوت هاي جزيي در قابليت ها ، مي تواند منجر به تفاوت هاي بزرگي در نتايج شود . "
در صورتي كه اصول زير را در تصميم گيري هاي روزانه به كار گيريم ، كارايي بيشتري پيدا خواهيم كرد و مي توانيم افراد بهتري را جذب و حفظ كنيم ، خدمات و توليدات بيشتر و بهتري را ارائه دهيم ، هزينه ها را عاقلانه تر كنترل كنيم ، رشد و توسعه قابل پيش بيني تري داشته باشيم و سود با ثبات تري به دست آوريم .ك تصميم قاطع براي انجام كاري متفاوت مي تواند تمام زندگي تان را دگرگون كند . تنها بايد از خودتان بپرسيد : آيا به كارگيري اين اصل برايم مفيد خواهد بود ؟ و مطمئن باشيد كه همين طور است . هر چه زندگي خود را با اين اصول همسوتر كنيد ، خوشبخت تر و موفق تر خواهيد بود . هيچ محدوديتي هم وجود ندارد .

تذکـــــــر:
برای فعال (های لایت) هریک از لینکهایی که همراه این متن پیوست شده اند کافیست یک بار به عکس بعدی یا فبلب بروید و بازگردید.

Iran.Rainbow - Adelante-Sash

1- اصل علت و معلول :
براي هر اتفاقي دليلي و براي هر معلولي علتي وجود دارد . ارسطو مي گفت : " ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه در آن اصول و قوانين حاكم هستند ، نه اتفاقات . "
مبناي هر معلول ، علت يا علل خاصي است و هر عمل يا علتي داراي اثر است حتي اگر آن را نبينيم يا نپسنديم . موفقيت اتفاقي نيست . موفقيت يك معجزه نيست و ربطي هم به شانس ندارد . در كتاب مقدس انجيل اين مطلب با عنوان اصل كاشت و برداشت مطرح شده : " هر چه را كه انسان بكارد ، همان را برداشت خواهد كرد . " و نيوتن آن را اصل سوم حركت ناميد و چنين گفت : " براي هر عملي ، عكس العملي است مساوي و در جهت مخالف آن . "
مهم ترين اصل موفقيت فردي و كاري اين است كه شما هماني مي شويد كه اغلب به آن فكر مي كنيد . در واقع هر چه را مي بينيد يا تجربه مي كنيد ، نمايش افكار انساني است كه در پشت آن قرار دارد .
روش فوري به كارگيري اين اصل :
الف- مهم ترين حوزه هاي زندگي خود مانند خانواده ، سلامتي ، شغل و وضعيت مالي تان را بررسي كنيد .
ب - نحوه تفكر در مورد نوع زندگي تان را تجزيه و تحليل كنيد . با خودتان روراست باشيد . ببينيد چه تغييراتي مي توانيد در افكارتان ايجاد كنيد تا در بخشي از زندگي تان بهبودي به وجود آيد ؟

2- اصل اعتقاد :
هر چه را كه قبلا به آن اعتقاد داشته باشيد واقعيت زندگي شما مي شود . شما هميشه بر اساس اعتقادات خود عمل مي كنيد . لزوما آن چه را كه مي بينيد باور نمي كنيد بلكه آن چه را باور داريد مي بينيد . بايد دانست كه تعصب يك جور پيش داوري كوركورانه است . هرگز پيش از داشتن اطلاعات كافي قضاوت نكنيد . به خصوص در مورد خودتان و توانايي هايتان پيش داوري نكنيد . بپذيريد كه براي شما محدوديتي وجود ندارد و آن چه را كه ديگران انجام داده اند ، شما هم مي توانيد انجام دهيد . واقعيت اين است كه هيچ كس بهتر و زرنگ تر از شما نيست .
روش فوري بكارگيري اين اصل :
الف- ذهن خود را از ترديد و ترس رها كنيد و فرض كنيد هيچ محدوديتي نداريد .
ب - با باورهاي محدود كننده اي كه شما را عقب نگه مي دارد ، بجنگيد .

3- اصل انتظار :
هر چه را كه با اطمينان ، انتظار وقوعش را داشته باشيد اتفاق مي افتد . شما هميشه در زندگي تان ، با صحبت و فكر كردن درباره وقايع آينده مانند يك طالع بين عمل مي كنيد . هنگامي كه با اطمينان انتظار وقايع خوبي را داشته باشيد ، معمولا برايتان اتفاق مي افتد و عكس اين موضوع نيز صحيح است . مردم نيز درست مانند آينه طرز تلقي شمارا چه مثبت و چه منفي ، به خودتان منعكس مي كنند .
روش فوري بكارگيري اين اصل :
الف - به بهترين چيزها فكر كنيد .
ب - مرتب به اطرافيان خود بگوييد كه از هر جهت عالي هستند . به خانواده خود بگوييد كه به آنها ايمان داريد و عاشقشان هستيد و به آنها افتخار مي كنيد .
ج - از خودتان بهترين انتظارات را داشته باشيد . تصور كنيد بهترين لحظه در انتظار شما است و هر چه كه تاكنون انجام داده ايد صرفا ايجاد آمادگي براي آن لحظات است .

4- اصل جذب :
شما يك آهن رباي زنده هستيد كه مدام مردم ، موقعيت ها و شرايطي را كه با افكار اصلي تان همخواني دارند ، به سوي خود جذب مي كنيد .
هر چيزي كه در زندگي داريد ، به علت نحوه تفكر و شخصيت خودتان به طرف شما جذب شده است . شما مي توانيد زندگي تان را عوض كنيد چون قادر به تغيير نحوه تفكر و شخصيت تان هستيد . افكار شما فوق العاده قدرتمندند و داراي نوعي انرژي ذهني هستند كه با سرعت نور حركت ميكنند . اين انرژي به قدري لطيف است كه از هر مانعي عبور مي كند .
روش فوري به كارگيري اين اصل :
الف - خودتان را به خاطر همه چيزهاي خوبي كه به زندگي تان جذب شده اند ، تحسين كنيد . سپس چيزهايي را كه مورد پسندتان نيست شناسايي كنيد و مسئوليت كامل آنها را به عهده بگيريد .

5- اصل ارتباط :
دنياي بيروني ، انعكاس دنياي دروني شماست و با نحوه تفكر شما ارتباط دارد .
اين اصل عجيب ، علت اغلب خوشبختي ها و ناكامي ها ، موفقيتها و شكستها ، بزرگي ها و فرومايگي هاست . گاهي اين ارتباط را " معادل ذهني " مي نامند . واقعيت اين است كه شما نمي توانيد به هدفي در دنياي بيرون برسيد مگر اين كه اول آن را در درونتان خلق كرده باشيد . روابط شما هميشه انعكاس چيزي است كه در درون شماست . ديدگاه ها ، سلامتي و وضعيت مالي تان ، انعكاس همان چيزي است كه بيشتر اوقات به آن فكر مي كنيد . شما در دنيا تنها يك چيز را مي توانيد كنترل كنيد و آن هم طرز تفكر خودتان است .
روش فوري بكارگيري اين اصل :
الف - به دنبال چيزهايي باشيد كه دنياي بيروني ، انعكاس تفكرات ، احساسات و باورهاي دروني شماست .
ب - معادل ذهني آن چه را كه مي خواهيد در زندگي بيروني تان داشته باشيد ، بسازيد .
منبع - از كتاب 100 اصل شكست ناپذير موفقيت در كار و زندگي

حتما این ویدئو کلیپ را نیز تماشا نمایید.

Iran.Rainbow - Adelante-Sash


فراموش نکنيم گفتار نيک و پندار نيک هرگز به تنهايي کامل نبوده و نخواهند بود مگر همراه شوند با کردار و رفتار نيک که جملگي برخاسته از انديشه اي نيک مي باشند.

فراموش نكنيم كه: با هم پشت ما كوهه

پاينده و جاويد ايران

بالنده و سر بلـــــــــــــند ايراني
.
Follow us on Facebook.com

پیگیر مطلب ما در سایت فیس بوک باشید.

لینک مستقیم:

پنج اصل شكست ناپذير موفقيت

اعتقاد به هدف ، سلاح اصلی هر مبارز

امرسون مي گويد : "مردان بزرگ ، کساني هستند که مي دانند انديشه ها برجهان فرمان مي رانند."
انديشه هاي ما سرنوشت ما را رقم مي زنند . آن چه امروز هستيم ، ثمره انديشه هاي ديروز ماست و فردا چيزي جز انديشه هاي امروز ما نيست .شادي و خوشبختي ما ، امکانات و توانايي هاي ما و حتي ميزان موجودي بانکي ما به نوع تفکر ما بستگي دارد .و بدانيد که در بزرگ انديشي و خوش بيني ؛ افسوني نهفته است ! براي رسيدن به هر چيز ، نيازمند ابزاري هستيم و براي موفقيت ، به انديشه هاي استوار نيازمنديم .

لطفا ابتدا ، حتما ، حتما ، این ویدئو کلیپ را ببینید.
اعتقاد به هدف شرط اصلی هر مبارزه

مشکل اساسي اين است که ما از حد آرزو کردن فراتر نمي رويم و اکثرا در برداشتن اولين گام دچار ترديد هستيم بي آن که بدانيم چه فسوني در همين گام نخست نهفته است .مساله اينجاست که بيشتر مردم از برداشتن اولين گام پروا دارند و اين بزرگترين خطاي آنهاست .


آنتوني رابينز در کتاب به سوي کاميابي معتقد است : "ساختمان مغز و اعصاب افراد بشر کم و بيش شبيه به هم هستند ، پس اگر کسي در نقطه اي از دنيا توانسته است کاري بزرگ انجام دهد ، ديگري هم که داراي مغز و اعصاب مشابه اوست مي تواند عينا همان کار را انجام دهد و به همان نتيجه برسد ، به شرط آن که ؛ دقيقا از همان راهي که او رفته ، برود و طرز فکر و رفتارش شبيه به او باشد و اين همان مشاهده الگوهاي موفق است."


در مسير رسيدن به موفقيت هرگز نبايد آرزو کردن را با اعتقاد داشتن اشتباه گرفت . آرزو نمي تواند جاي ايمان را بگيرد .يک روان شناس مي گويد : "همواره سعي کنيد آرمان هاي بزرگ داشته باشيد ، نه آرزوهاي بزرگ." مسلما کسي که معتقد است نمي توان به اين آرزوها رسيد ،قادر نخواهد بود پله هايي را که به اوج موفقيت مي رسند کشف کند .انديشه و رفتار چنين افرادي ، از حد رفتار و انديشه هاي افراد متوسط فراتر نمي رود .


انديشه مثبت و خلاق ، نخستين گام براي رسيدن به موفقيت است و هيچ کس ادعا نمي کند که به صرف انديشيدن يا آرزو کردن همه چيزهاي ناممکن ، ممکن مي گردند . اما بزرگ ترين گام براي رسيدن به موفقيت هاي عظيم ، کشف اين حقيقت است که "ايمان قادر است کوه را از جا بلند کند."ايمان در دوران ما حتي مي تواند کارهايي عظيم تر از جابه جايي کوه ها انجام دهد .اگر دانشمندان ما شهامت ، علاقه و ايمان به فتح فضا را نداشتند ،هنوز ماه تسخير نشده بود .
يکي از روانشناسان ايراني نظرش اين بود که :
: "در مورد نيروي انگيزشي ايمان مي توان گفت که همه چيز از انديشه ها و باورهاي ما ناشي مي شود و برزبان ما جاري مي گردد. بنابراين بايد ذهن و زبان خود را هدايت کنيم زيرا انديشه ، زيربناي عمل است." متاسفانه بسياري از مردم گرايش ناخودآگاهي به شکست دارند ؛ آنها دوست دارند خود را فرسوده ببينند و نشان دهند که به هر دري زده اند و نيرو و انرژي خود را به پايان رسانده اند .طوري حرف مي زنند که گويي از خود دست کشيده اند .اما کافي است نگرش خود را اصلاح کنند و شروع به بهره برداري از امکانات و توانايي هايشان نمايند .در واقع با تغيير نگرش و خودباوري ، به يک ذخيره انرژي استخراج نشده مي رسند ؛ گويي به يک پس انداز دست نخورده و عظيم دست مي يابند .


هدف اصلي و دراز مدت رنگين كمان ايران:
ساختن ايراني آباد كه در آن:
همه ايرانيان با هر عقيده ومذهبي بتوانند در كمال صلح و مهرورزي و به دور از نگراني هاي ناشي از شيطنت وتعرض ازسوي عقايد مختلف،به دور از وجود فقر و فساد ونگون بختي،با محوريت انسانيت و حق سالاري به پيمودن مسيرغرورآميز و دل انگيزي بپردازند كه ريشه هاي كهن فرهنگي، تاريخي،هنري وجوانمردي در آن بيشمار به چشم مي آيد.

شاید این آرز و وهدف بسیاری از ایرانیان باشد ، اما تا زمانیکه این آرزو و هدف ، به عقیده ای تبدیل نشود که بتواند نیروی درونی همه ایرانیانی که چه در داخل و چه در خارج کشور از فضای موجود رنج می برند را بر انگیزد ، نمیتوان تحول مثبتی را انتظار داشت .

پس شاید بهتر، این باشد که همگی ما تلاش کنیم تا در فضایی به دور از خشم و نفرت و کینه ورزی در این مورد به باوری محکم و استوار برسیم و با قدرتی که به وجودمان افزوده میشود، دیگران را نیز به این باور برسانیم.

در واقع این کار نوعی باور سازی ذهنی میباشد ، که میتوان از آن به عنوان فعالیت ذهنی نام برد.
فعالیت های ذهنی را هرگز نباید از فعالیتهای جسمی و حرکات عملی دست کم گرفت.

آن زمان است که قدرت اتحاد و همبستگی نمایان میگردد ، قدرتی لایزال که هیچ چیز جلودارش نخواهد بود.

هما قدرتی که دنیار ا تکان خواهد داد.


با سپاس فراوان از توجه همگي.

پاينده و جاويد ايران


Follow us on Facebook.com

پیگیر مطلب ما در سایت فیس بوک باشید.

لینک مستقیم:

اعتقاد به هدف ، سلاح اصلی هر مبارز

Monday, January 18, 2010

حرف يا عمل-؟

حرف يا عمل؟ با کدام میتوان به آزادی رسید؟ (شرکت در این بحث کاملا آزاد میباشد)
مارسل پير وو: وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد به دليل آنست که شما هم چيزي زيادي از او نخواسته ايد.

بين ظهور يک ايده در ذهن و انجام عمل چقدر فاصله بايد باشد؟

وقتي روي يخ نازک راه مي رويم،ديگر فرصت قدم زدن آهسته نداريم.اندکي تاخير به قيمت شکستن ورقه يخ و فرو رفتن در آب سرد تمام مي شود.هر چه يخ نازکتر باشد بايد سرعت عمل وواکنش ما سريع تر باشد.يعني فاصله زماني بين رخ نمايي يک ايده در ذهن و به عمل نشاندن آن بايد به سمت صفر ميل کند!يعني فوري تصميم به عمل بگيريم و عمل کنيم!

بهترين راه براي حل يک مشکل عبور از آن است،نيمي از آدمهاي نااميد و افسرده کساني هستند که از رفتن به دل مشکل مي ترسند،درست است که همه کارها را در يک لحظه نميتوانيم انجام دهيم ولي لااقل در هر لحظه مي توانيم کاري انجام دهيم و مجموعه اي از همين کارهاي لحظه اي بعداز مدتي تبديل به يک شاهکار بزرگ مي شوند.نهايتا کارها و اقدامات عملي شماست که نتايج را تعيين مي کنند.

پيشرفت هميشه با خطرپذيري همراه بوده است.بشريت تمام پيشرفت خودرا مديون کساني بوده است که از عمل کردن و از همه مهمتر مسخره شدن بيمي نداشته اند.کسي که دست به کمان مي برد،شايد چون ناوارد است از هر صد تير يکي را به هدف بزند اما کسي که دست به کمان نمي زندصددرصد تيري به هدف نمي زند!

شايد کشتي هايي که در بندر لنگر انداخته اند،از طوفان در امان باشند اما کشتي ها براي اين کار ساخته نمي شوند..خالق کائنات خطرپذيري و ريسک اقدام را هم از ما انتظار دارد.فقط آنهايي که تحمل شکست هاي بزرگ را دارند مي توانند به موفقيتهاي عظيم برسند،بقيه فقط آدمهايي معمولي باقي خواهند ماند.هرگز از ياد نبريم که بسياري از اوقات بزرگترين عمل شجاعانه چيزي نيست جز يک عمل کوچکي که همين الان بايد انجام دهيم..

نباید فراموش کرد که گاهی اوقات هم اگر عملی را که اطلاعات لازم در مور آن را نداشته باشیم هرگونه شتابزدگی در انجامش باعث مواجه شدن با نتیج معکوس میشود که فقط خستگی اش بر وجودمان خواهد ماند ونیز گلایگی های پوچ کسانیکه حتی آن گام اشتباه را نیز بر نمیدارد و فقط حرف زدن را تنها اقدام موثر خویش میدانند.
کارلوس کاستاندا : دانايان با عمل زندگي مي كنند , نه با انديشه عمل .
پاينده ايران

Follow us on Facebook.com

پیگیر مطلب ما در سایت فیس بوک باشید.

لینک مستقیم:

حرف يا عمل-؟

Saturday, January 16, 2010

راه کج به جاهای کجتر منتهی میشود

حتما همگی شماعزیزان ویدئوی مربوط به صحنه دلخراش به زیر گرفته شدن یکی از هم میهنانمان در روز عاشورا را مشاهدده نموده اید. که اکثرا هم ، دوستان آن را با نام " چگونه میشود به همبستگی رسید" منتشر کرده بودند. حال بگذریم از اینکه چقدر پیگیر یافتن آن شدند یا خیر ....
اما برای رسیدن به همبستگی یا هر هدفی ، ابتدا باید موانع را تشخیص و برطرف نمود . موانعی که بسیاری از ما از قبول آنها گریزانیم. اما هرچه گریز کنیم بیشتر ضرر خواهیم داد.
حال قضاوت با خود شما.


دلیل اتفاقی که در روز عاشورا افتاد

يك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را مي سازد , نه اينكه در انتظار آنها بنشيند .*فرانسيس بيكن*...


دوستان ما هم شدیدا در حال ساختن فرصتها هستند. به جای برطرف ساختن نواقصی که باعث شد در روز عاشورا در مقابل دیده های دهها نفر ، اتومبیل سرکوبگران رژیم پیکر هم میهنمان را زیر بگیرد و ...امثال این اتفاقات، با انجام کارهایی که خودشان اسمش را میگذارند مبارزه وقت را تلف میکنند.
در قالب سازمانهای بوفالویی (کتاب پرواز بوفالوها ) به استقبال دهه فجر و 22 بهمن میروند. و عده ای دیگر هم دل خود را با شعارهایی تو خالی خوش میکنند.

اگر هم کسی پیدا شود و بگویئ این حرکت غلط است قبول میکنند ،اما باز هم به کار خود ادامه میدهند.

واقعا ایران به استقبال چه روزهایی میرود؟



پاراماهان سايوگاناندا: فصل شكست بهترين زمان براي كاشتن بذر موفقيت است.
وقتي سرگذشت انسانهايي که هدف روشني را انتخاب کرده اند و براي آن هدف آنقدر پايداري کرده تا به آن رسيده اند بشنويد خواهيد ديد که تمامي آنان عتراف ميکنند همين که با عزم راسخ به طرف هدف قدم برداشته اند تمام درهاي بسته به روي آنان گشوده شده است.
وقتي که فرصت به طرف شما ميآيد با لباس مبدل و از مسيري متفاوت از آنچه شما پيش بيني کرده بوديد ميآيد.
يکي از ترفندهاي فرصت اينست که لباس مبدل به تن کرده و با چهره هاي گوناگون ديده ميشود گاهي از جايي که انتظار او را نداريم يا از در پشتي وارد

ميشود گاه بصورت بد شانسي و زماني با چهره شکست ديده ميشود.
چه بسيار شکست هايي که در يک قدمي پيروززي نصيب ما گشته است .
خلاصه اينکه فرصت بسيار ناقلاست بطوري که عده زيادي نميتواننداو را شناسايي کنند.
پس بياييم با شناخت فرصت ها در هر زمينه اي از آن استفاده کنيم.

حال به نظر شما آيا در روزهاي جاري فرصتي براي پيشرفت دموكراسي در ايران مشاهده ميشود يا خير؟
اگر چنين فرصتي وجود دارد چگونه ميتوانيم به بهترين نحو از آن سود بجوئيم؟



آیا این روش صحیح است که زمان، این گرانبهاترین گنج هزاره سوم را اینگونه به هدر دهیم که فقط منتظر فرارسیدن یک روزخاص باشیم و به اشکال مختلف تبلیغش کنیم.بدون اینکه با استفاده از تجارب گذشته راهکارهایی بهتر و اصولی تر بیاندیشیم.

آیا بازی با لینکهای تکراری و کاریکاتور ساختن ارز چهره های ملعون کوددتا گران زاهگشا خواهد بود؟

آیا واقعا شعور یک ایرانی نمیتواند فراتر از این باشد؟

مبادا باز هم خواب بمانیم و فرصت طلبان، قوی سبقت را از ما بزبایند.


Follow us on Facebook.com

پیگیر مطلب ما در سایت فیس بوک باشید.

لینک مستقیم:

راه کج به جاهای کجتر منتهی میشود

امشبی را که در آنیم غنیمت شماریمش

يك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را مي سازد , نه اينكه در انتظار آنها بنشيند .*فرانسيس بيكن*...


دوستان ما هم شدیدا دز حال ساختن فرصتها هستند. به جای برطرف ساختن نواقصی که باعث شد در روز عاشورا در مقابل دیده های دهها نفر ، اتومبیل سرکوبگران رژیم پیکر هم میهنمان را زیر بگیرد و ...امثال این اتفاقات، با انجام کارهایی که خودشان اسمش را میگذارند مبارزه وقت را تلف میکنند.
در قالب سازمانهای بوفالویی (کتاب پرواز بوفالوها ) به استقبال دهه فجر و 22 بهمن میروند. و عده ای دیگر هم دل خود را با شعارهایی تو خالی خوش میکنند.

اگر هم کسی پیدا شود و بگویئ این حرکت غلط است قبول میکنند ،اما باز هم به کار خود ادامه میدهند.

واقعا ایرات به استقبال چه روزهایی میرود؟



پاراماهان سايوگاناندا: فصل شكست بهترين زمان براي كاشتن بذر موفقيت است.
وقتي سرگذشت انسانهايي که هدف روشني را انتخاب کرده اند و براي آن هدف آنقدر پايداري کرده تا به آن رسيده اند بشنويد خواهيد ديد که تمامي آنان عتراف ميکنند همين که با عزم راسخ به طرف هدف قدم برداشته اند تمام درهاي بسته به روي آنان گشوده شده است.
وقتي که فرصت به طرف شما ميآيد با لباس مبدل و از مسيري متفاوت از آنچه شما پيش بيني کرده بوديد ميآيد.
يکي از ترفندهاي فرصت اينست که لباس مبدل به تن کرده و با چهره هاي گوناگون ديده ميشود گاهي از جايي که انتظار او را نداريم يا از در پشتي وارد

ميشود گاه بصورت بد شانسي و زماني با چهره شکست ديده ميشود.
چه بسيار شکست هايي که در يک قدمي پيروززي نصيب ما گشته است .
خلاصه اينکه فرصت بسيار ناقلاست بطوري که عده زيادي نميتواننداو را شناسايي کنند.
پس بياييم با شناخت فرصت ها در هر زمينه اي از آن استفاده کنيم.

حال به نظر شما آيا در روزهاي جاري فرصتي براي پيشرفت دموكراسي در ايران مشاهده ميشود يا خير؟
اگر چنين فرصتي وجود دارد چگونه ميتوانيم به بهترين نحو از آن سود بجوئيم؟
این ویدئو کلیپ را حتما ببینید


آیا این روش صحیح است که زمان، این گرانبهاترین گنج هزاره سوم را اینگونه به هدر دهیم که فقط منتظر فرارسیدن یک روزخاص باشیم و به اشکال مختلف تبلیغش کنیم.بدون اینکه با استفاده از تجارب گذشته راهکارهایی بهتر و اصولی تر بیاندیشیم.

مباذا باز هم خواب بمانیم و فرصت طلبان، قوی سبقت را از ما بزبایند.

پاينده ايران

Follow us on Facebook.com

پیگیر مطلب ما در سایت فیس بوک باشید.

لینک مستقیم:

امشبی را که در آنیم غنیمت شماریمش